• سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۹ ۰۷:۲۶فرهنگی/هنریایسنا

    یک یادگاری در انتهای معبر


    گفت : «بابا چیزی نشده! خوبم.» اما موقعی که لباس‌هایش را در آورد، دیدم که انگشت شَستش را ندارد. پنج نقطه از بدنش ترکش خورده بود. با نگرانی دوباره از او پرسیدم:«کریم پس این زخم‌ها چیه ؟»


    مشاهده خبر