- چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۵۷فرهنگی/هنریایسنا
راویت صوتی یک فرمانده شهید از زندگی خودش
یادم هست در آن دوران مادرم غذای سادهای بار میگذاشت تا با آن شکم ما بچهها را سیر کند. امّا این غذا از بس بیمحتوا و بیمزه بود، سروصدای من و برادران و خواهرانم را درمیآورد.به همین خاطر گاهی وقتها بابام که آن ایّام در یک کارگاه نمکی کار میکرد، کلاه خودش را برمیداشت و آن را روی دیگ آبگوشت میتکاند
مشاهده خبر
خبر °۳۶۱
سایت خبری هوشمند