• دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰ ۱۳:۴۰فرهنگی/هنریایسنا

    گذری بر «سومین پلاک»


    «کارها که سبک می‌شد و فرصت کوچکی پیدا می‌کرد، می‌آمد خانه، سر می‌زد. بیشتر وقت‌ها خسته و خاک‌آلود بود، اما مریم عاشق همان ظاهر آشفته‌اش بود. گاهی شب می‌رسید و می‌دانست اگر بخوتبد نمی‌تواند با آن خستگی برای نماز شب بیدار شود، با همان حال، نماز شبش را می‌خواند.»


    مشاهده خبر