• چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۸:۰۰فرهنگی/هنریایسنا

    این اسیر در یک قدمی شهادت ایستاد


    درجه‌دار ملعون بعثی گلنگدن اسلحه کلاشینکفی را که در دست داشت کشید و لوله اسلحه اش را روی پیشانی من گذاشت. ظاهرا آخر ماجرا بود و من داشتم به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت می رسیدم. من که کار را تمام شده می‌دیدم آرام چشمانم را بستم و زیر لب شهادتین را خواندم. شاید باورتان نشود ولی در آن لحظه من واقعا از دنیا بریدم و دل کندم.


    مشاهده خبر