• یکشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۰ ۰۸:۰۷فرهنگی/هنریایسنا

    خاطره‌ای از اسارت


    روی تخت در چادری پر از مجروح جنگی دراز کشیده بودم که دکتر فشاری به زخمم وارد کرد و خون با فشار بیرون ریخت. وقتی می‌خواستند من را به بیمارستان ببرند، بدنم به خون لخته شده‌ زیر پایم چسبیده بود و با دست، خودم را به زور از تخت جدا کردم. بعد از پانسمان ما را به بیمارستان بصره بردند. حدود یک هفته در آنجا بودم که با تخلیه شدن خون از شش‌هایم کمی حالم بهتر شده بود.


    مشاهده خبر