• شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹ ۰۸:۰۵فرهنگی/هنریایسنا

    دردناک‌ترین احساس سال‌های اسارت


    صدای رگبار می‌آمد؛ رگباری که حالا رانم را هم سوراخ‌سوراخ کرده بود. صدای عراقی‌ها به گوش می‌رسید. آمدنشان به قایق را حس می‌کردم. پلک‌هایم همچنان بسته بود و نفسم همچنان حبس. هنوز هم می‌خواستم زنده بودنم را کتمان کنم ولی نشد.


    مشاهده خبر